خوووب. من برگشتم دانشگاه.روزای خیلی شلوغی داشتم جمع کردن لوازم،کارای اداری مربوط به خوابگاه،نظافت اتاق(بیشترش رو دوستان زحمت کشیدن)، حذف و اضافه ( ۲۰ واحد برداشتم،آخر ترم گندش در میاد)، و اتفاقی که من هر سال منتظرشم چیه؟؟؟؟؟؟؟؟

اه ه ه ه، نمایشگاه کتابو میگم.هااان؟ نه خوب،نمایشگاه تهران نیست خودتون برین بگردین ببینین کجاست

خوب امسال نمایشگاه کتاب این شهر خیلی زود برگذار شد و من نتونستم کتابای زیادی بخرم بسکی پول بلیت و خوابگاه و هزار و یک کوفت و زهرمار دیگرو دادم.

تابستون یه جفت کفش برا خودم خریدم که خوب،زیاد ازشون استفاده نکردم.هرجا که میرفتم یا با بابا میرفتم یا با تاکسی و آژانس.با توجه به اینکه کفشای این شهر گل و بلبل معروفه من خرید کفشم رو موکول کرده بودم به موقعی که اومدم اینجا. بعد منم گفتم اول میرم نمایشگاه بعد میرم خرید کفش.ولی کاش کاش این کارو نمیکردم.یعنی جونم درمیومد وقتی با این کفشای پاشنه بلند نمایشگاه به اون بزرگی رو شخم زدم ولی خوب از رو نرفتم که.سه روز تموم صبح تا شب اون جا بودم.

الان انگشت وسط پای چپم بیحسه

صدف عزیز به کمک خدا احتیاج داره

با هم از خدا بخوایم بهش کمک کنه

href="http://nasrinbb.blogfa.com/" target=_blank>سیاه سپید
خاکستری
)


بازگشت

سلی

از احوالات ما اگه جویا باشین ای ی ی ی ی بد نیستم.

دلیل غیبتم که خوب معلومه.تو خونه حسابی بهم خوش میگذشت.ولی با اومدن ماه رمضون انگاری پنجر شدم.یه مقداریم افسرده شدم چون دیگه کم کم باید برگردم دانشگاه(ای خدااااا اینهمه آدم آرزو دارن برن این ن دانشگاه این همه آدمو ول کردی اومدی چسبیدی به من)  انی وی

حالا شرح فعالیتام در تابستون:

۱- رفتم کلاس زبان.ترمم تموم شده.با ۸۵ پاس شدم.

۲- میرفتم والیبال(ماه رمضونی نمیتونم.از تشنگی هاک میشم).جزو تیم هم انتخاب شدم ولی مسابقات خورد به عروسی دوستم.شرکت نکردم.بچه ها سوم شدن.مدال منم یکی دزدیدددد.بهم ندادن

۳- دو روز با خانواده مامانم اینا(۱۶ نفر) رفتیم کنار یه آبشار چادر زدیم.فوق العاده بود

۴-عروسیی دوستم دعوت بودم یه شهر دیگه.من و یه دوست دیگشو که همشهری هستیم دعوت کرده بود.ولی ما دو تا ماشین رفتیم!!!!!!!نترسین بابا فقط ما دو تا رفتیم عروسی.بعد ما که رفته بودیم یه شهر دیگه سفرا و کاردانای کشورای خارجی اومده بودن اونجا برا دیدن یه قلعه

۵- موهامو کوتاه کردم

۶- بعد از عروسی نم نم (همشهریم) برگشت ولی ما رفتیم سمت شمال.جاتون خالی حسابی خوش گذشت

۷- کلی فیلم و کارتون دیدم*.جودی ابوت رو هم گرفتم.دعا میکنم وزارت ارشاد بمیره.تیکه های عاشقانه های جودی خیلی خوب بود

۸- رفتم دندونپزشکی.فردام وقت دارم

۹- وزنم تغییری نکرده متاسفانه

* از فیلمایی که دیدم اینا رو توصیه میکنم: دلشکسته-دایره زنگی-میلیونر زاغه نشین-کافه ستاره-حس پنهان-انعکاس-روز پرستاری پدر

*کی بود گفت من از میکی موس و دانل داک خوشم میاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خجالت نمیکشی این کارتونای مهد کودکی رو به من نسبت میدی؟؟؟

خوب این بود خلاصه فعالیت هام.دیگه الان کار دیگه ای ندارم.زبان نمیرم ورزش نمیرم فیلمم ندارم که ببینم.باید برم خرید ولی اصلا حسشو ندارم.منتظرم ماه رمضون تموم شه برم مسافرت بعدش برم دانشگاه

میدونید؛فهمیدن اینکه چه روزنامه ای اصلاح طلب و منتقد دولت و کدوم یکی اوصول گرا و....و....و....اصلا نیازی نیست به خودتون زحمت بدین فقط یه نگاهی به قیمت روزنامه ها بندازین خیلی راحت میشه فهمید

اعتماد     ۳۰۰ تومان

آفتاب      ۳۰۰ تومان

آرمان      ۵۰۰ تومان

 

کیهان     ۱۰۰ تومان

جام جم  ۱۰۰ تومان(یعنی جلوی گدا بندازی پرتش میکنه تو جوب)

(پارسال به مناسبت عید جام جم رو گرفتم ۵۰ تومن+ یه مجله ۱۲۷ صفحه ای)

اصلا کی گفته که تو جامعه ما بیعدالتی مشهوده؟؟؟؟؟؟

اوایل مهر

من: یه پا خانوم، تمیز، با سلیقه ، مودب

زمان:اوایل همر ماه

مکان: تو اتاق با بچه ها

 

یکی از بچه ها : آهای اون  قفسه های لعنتی رو ... بیییب ....

من:چه طرز حرف زدنه،پاشو برو تو بالکن(بیرون سرده ه ه )

 

زمان: اوایل دی ماه

همان مکان

یکی از بچه ها : آهای اون  قفسه های لعنتی رو ... بیییب ....

من: بیتربیت بیشعور،این چه طرز حرف زدنه

 

زمان: اواخر اسفند

همان مکان

یکی از بچه ها : آهای اون  قفسه های لعنتی رو ... بیییب ....

من: دخترک حمال خودت ...بیب .......

 

زمان:پایان امتحانات

همان مکان

یکی از بچه ها : آهای اون  قفسه های لعنتی رو ... بیییب ....

من: اوهوی دختره ....بیب.کن..بیب..ج..بیب..(در حد ناموسی)

بچه ها:خجالت زده از وقاحت من تو بالکن

 

زمان:اوایل همر ماه

در حال صحبت با عمو کاوه : سلام عمو جونم ، خوبی ، چه خبرا؟؟؟

عمو کاوه : خوبم عزیزم ...

 

زمان : چند روز پیش

در حال صحبت با عمو کاوه : سلام عمو جونم ، خوبی ، چجه ( یه چیزی بین چ و ج ) خبراااا؟؟؟ گفتم ( گ یه چیزی مابین گ غ و ق) یه سراغی ( غ با لهجه )ازتون بگیرم

عمو کاوه :

دختر جون این چه لهجه ای هست تو گرفتی؟ چه طرز حرف زدنه بچه؟از دست رفتیااا چرا آخر کلمه هارو میکشی؟؟؟!!!!!!!  چرا فلان ؟؟چرا بیسان؟؟؟ ......

هی هی هی این خونواده ها چی تحویل جامعه میدن چی تحویل میگیرن

مامانی آماده باش که این خانوم دیگه اون خانوم نیست

زیاد نگران نباشید دوستان پارسالم این شکلی بودم.چند روز تو خونه بمونم درست میشم

وقتی که ۲تا امتحان ۳واحدی تو یه روز داشته باشی و در حالی که نصف جزوه امتحان ساعت ۲ نخونده هستش بیای و لینک دادن یاد بگیری خیلی خری؟؟؟؟؟ 

بعد نوشت:

باید خدمتتون عرض کنم که امتحان به خیر و خوبی گذشت و بنده حتی احتیاجی به مراجعه به تقلب های نوشته شده نداشتم و با اطلاعات عمومیم ورقه رو پر کردم

خودمونیم حالا شایید من خر باشم ولی خر باهوشیم(ها ها ها)

 نسرین عزیز(وبلاگ سیاه سپید خاکستری) همه رو به بازی دعوت کرده

خوب چون در این دنیای وبلاگ فعلا کسی من رو تحویل نمیگیره پس منم این دعوت عمومی رو لبیک میگم

۱} تا حالا شده خواب باشین و یه جورایی احساس کنین و بفهمین که همه چی خوابه و تموم میشه ؟ حالا اگه امروز یکی بگه همه ی این دنیایی که دارید لمس میکنید و می بینید با همه ی اتفاقاتش فقط یه خوابه شما با وجود اینکه نمیدونین تو بیداری ، تو دنیای واقعی چی انتظارتونو میکشه باز دوست دارین بیدارشین ؟ به نظرتون بیدار که شدین با چه جور دنیایی مواجه میشین ؟ قشنگتر از الان یا ... ؟

کی دوست داره دنیاش زشت تر باشه؟هااااااااااااا؟؟؟؟ لابد طرفدارای آآ.ح(یک هیچ)

۲} اگه قرار بود همه ی دنیا و فلسفه ی زندگی رو تو یه تصویر نشون بدین چی میکشیدین ؟

تصویر یه کودک

۳} قشنگترین آرزو و رویای بچگیتون ؟

با تقلب از رو دست نسرین جون:زندگی مثل پرین و آهااا جودی آبوت

گرچه الانم تقربا دارم همچین زندگی ای رو تجربه میکنم ولی خوابگاهمون به قشنگی خوابگاه اونا نیست

۴} اگه الان میتونستین به همه ی مردم دنیا یه صفت یا توانایی بدین بهشون چی میدادین ؟

جاهل-سینوهه چند بار تو کتابش به این نکته اشاره کرده.جمله مشهور انیشتین رو هم که همه بلدن

2چیز پایان ندارد:1- دنیا 2- جهالت بشری

{۵} بزرگترین تفاوت زن و مرد از نظر شما ؟

ظاهرشون(نیاز به توضیح هست؟؟؟؟؟؟؟)

{۶} اگه قرار بود یه کلمه رو از لغت نامه ی زندگی حذف کنین ، اون کلمه هه چی بود

دوری و جدایی(فعلا تقلب کار هر روزم شده)

{۷} کسی که بخواین ملاقاتش کنین ؟

فکر کردین من پته هامو میریزم رو آب

{۸} اگه این امکان به شما داده بشه که بتونین یه سوال ، فقط یه سوال (هر سوالی در هر موردی) بپرسین و قرار باشه به این سوالتون جواب داده بشه چی می پرسین ؟

چرا؟؟؟(خیلی واضح هستش نه؟؟؟)

{۹} اگه قرار باشه برای همیشه از این دنیا برین و بخواین یه یادگاری ازش داشته باشین چی برمیدارین ازش ؟

آب(برا خاموش کردن آتیش به دردم میخوره)

شایدم ماده بیهوشی که یا خودمو بیهوش کنم یا نگهبانای جهنمو

{۱۰} قشنگترین جمله یا بیت شعری که خیلی بهش معتقدین ؟

زندگی صحنه زیبای هنرمندی ماست           هرکسی نامه خود خواندوازصحنه رود

صحنه پیوسته به جاست                           خرم آن نغمه که مردم بسپارند به باد

{۱۱} اگه قرار بود اولین شناسنامه رو شما تنظیم کنین به جز اسم و فامیل و نام پدر واین مدل اطلاعات ترجیح میدادین دیگه چه گزینه هایی بهش اضافه بشه ؟

رنگ چشم

{۱۲} به نیمه ی عمرتون میرسین و مثل بعضی قبایل رسمه که یه اسم جدید برای خودتون انتخاب کنین چی انتخاب میکنین ؟

اسم خودم یا شایدم یه اسمی مثل سارا

{۱۳ } (تاکید میشود پاسخ دادن به این سوال الزامیست) : با "ماوس" ، "درخت" ، "سیاست" یک جمله بسازید .

من ماوس،درخت و سیاست را دوست دارم.        خانوم 3 ساله

پی نوشت:اه اه دیدی چی شد؟یادم رفت دوس جونامم دعوت کنم

از طرف من پانته آ جونم(غربتستان) دناتای عزیز(  ماجراهای دناتا )للننگگددرراازز عزیز(به خاطر خانوم والده محترمشون اسمش اینشکلی شده) ( للنگگدراز) خرس قهوه ای عزیز(  خرس قهوه ای)

راستی دعوت عمومی در وبلاگ نسی ی جون(  سیاه سپید خاکستری)

 

به نقل از وبلاگ گیلاس خانومی هستم:

من میدونم شما هم میدونید که تقلب شده  ( من شاهدی دارم که قسم جلاله می خوره هنوز صندوق های منطقه ۲ باز نشده ) …

برای اطمینان بیشتر:

http://abnuss.blogspot.com/2009/06/blog-post_17.html

میدونم میاد ولی...

انتظار همیشه سخته

باشد

تو نیا

تو آن‌قدر نیا

که من و آینه‌هایی که قهر کرده‌اند

و کفش‌هایی که خاک خورده‌اند

و ساعتی که نبض‌اش نمی‌زند

و پنجره‌ای که پرده‌اش را در آغوش کشیده

 

باشد

تو نیا

تو آن‌قدر نیا

که من و لبخندهایی که نیستند

و دروغ‌هایی که هستند

و عکس‌هایی که بنفش شده‌اند

و میزی که بدون گل و فنجان و چای

پایش به گچ نشسته

و قاب عکسی که به من می‌خندد

 

باشد

تو نیا

تو آن‌قدر نیا

که من و فراموشی مادربزرگ

و خانه‌ای که خراب می‌شود

و تسبیحی که دانه دانه می‌چکد

و جانمازی که خمیازه می‌کشد

و ذکری که از یاد می‌رود

 

باشد

تو نیا

تو آن‌قدر نیا

که من و کودکی که مرد

که من و خوابی که پرید

که من و چشمی که هرگز

دیگر ندید

 

باشد

تو نیا

تو آن‌قدر نیا

که من و  ذکر دائم «تو نیا»